بیست و چهار بهار از زندگی ام می گزرد که به رسم عادت بشری نیمی از آن را در خواب بوده ام آری نغمه ی مصلوب کودکی دوازده ساله است. کودکی با کنجکاوی های کودکانه و ...
نغمه ی مصلوبم من سخنم لالای خواب کودکان نیست ... " نغمه ام من " نغمه ام بیداریست ... بانگیست مصلوب در حرم سرد زمان ...نغمه ایست خون آلود از هزار تازیانه ی انسان ... گفتم انسان؟ آری انسان...